ابن سینای زمان ما، مردی که روزی 30 کیلومتر راه می رفت

این بار به سراغ مردی می رویم که روزی 30 کیلومتر در تهران راه می رفت (سید عبدالله انوار یا ابن سینای زمان) و پای صحبت ها و درد و دل هایش می نشینیم. پس در ادامه همراه ما باشید که مقاله ای خواندنی پیرامون انوار در پیش داریم.

ابن سینای زمان ما، مردی که روزی 30 کیلومتر راه می رفت

انوار، مردی که روزی 30 کیلومتر در تهران راه می رفت

تاریک شده، قدری دیر رسیدیم. اما وقتی زنگ در را می زنیم، در فاصله کمی انوار در را به رویمان باز می کند و از داخل ساختمان، ایستاده در قاب پنجره در حالیکه به عصایش تکیه داده، جهت را با دست نشانمان می دهد. به طبقه دوم که می رسیم، اولین چیزی که به چشم می آید، کتابخانه ای بزرگ و منظم از کتاب در یک طرف سالن و لوح های تقدیر و تصاویری از انوار است که دورتا دور سالن مطالعه چیده شده اند. سید عبدالله انوار یا ابن سینای زمان در گوشه ای مشغول مطالعه است. کفش هایمان را در می آوریم، داخل می شویم، طرف دیگر سالن و روی دیوار خانه کتابخانه ای بزرگتر از کتاب ها با لوح های تقدیر و تصاویر بزرگ از نشست ها و جلسه هایی که صحبت کرده و حالا تصویری به یادگار از آن ها دارد. خاتمهی سالن مطالعه، روی صندلی مخصوص به خود نشسته و با یک ذره بین و چیزی شبیه به مدادی بزرگ، دو کتاب را مقابل خود باز کرده و چیزهایی را چک می کند، نزدیکش می شویم، سلام می کنیم. با خوشرویی جوابمان را می دهد و دعوت به نشستمان می کند. تا وسایل فیلمبرداری و نور را تنظیم می کنیم، گاهی کار می کند و گاهی نگاهی هم به ما می کند و از احوالمان می پرسد، چه می خوانید، تحصیلات شما چیست و از مکان زندگیمان که می پرسد، نام قدیم هر کدام از مناطقی که به زبان می آوریم و اگر خاطره ای از آنجا دارد را برایمان تعریف می کند. آنقدر دقیق است و با وجود داشتن 95 سال سن، بخوبی همه چیز را مدیریت می کند، نخست می خواهیم بیشتر از خودش برایمان بگوید، اما عبدالله انوار یا ابن سینای زمان که در کنار همه خصوصیات علمی و تخصص های دیگرش، این روزها نامش را به راحتی در کنار نام تهران می توان آورد به ما یادآوری می کند که قرار بود از تهران حرف بزنیم، نه من. چشم هایش را می بندد، انگار به دنیای 60 - 70 سال قبلش برمی شود و خاتمه خود را اینطور معرفی می کند؛ سید عبدالله انوارم، در یک خانواده مذهبی و سیاسی در سال 1303 در خیابان صنیع الدوله در تهران به دنیا آمدم، خیابانی که بعدها نامش را به سعدی تغییر دادند. در 1310 برای مقطع ابتدایی در مدرسه ابتدایی ثبت نام کردم، 88 سال قبل. آن مدرسه ابتدایی و سیکل اول متوسطه داشت، یکی دو سال که درس خواندیم، آن مدرسه به مدرسه ابتدایی امیر معزی تبدیل و بخش متوسطه از آن جدا شد. تا ششم ابتدایی آن جا درس خواندم و ششم ابتدایی شاگرد اول تهران شدم. در 1316 وارد مدرسه آمریکایی ها شدم که امروز کالج البرز نام دارد، زبان انگلیسی را آنجا یاد گرفتم. در تابستان ششم ادبی متوسطه را امتحان دادم و در کنکور مدرسه حقوق شرکت کردم و قبول شدم. هم مدرسه حقوق و هم ششم ریاضی را در این دبیرستان اسم نوشتم. با تمام کردن مدرسه حقوق، رشته ریاضیات عالی را خواندم. بعد از فارغ التحصیل شدن، در حدود یک سال و نیم در بانک ملی کار کردم، بعد از آن در هنرسرای آلمانی هایی که در ایران تاسیس کرده بودند، در همان مدرسه صنعتی قدیم. در دوره مهندسی معلم ریاضی می خواستند، در کنکور قبول شدم و چند سال آنجا درس ریاضیات عالی دادم. یک و نیم سال به خدمت نظام رفتم و سپس در وزارت فرهنگ معلم انگلیسی و فرانسه در یکی از دبیرستان ها بودم، آنجا استخدام رسمی شدم. چند سال معلم بودم تا اینکه اداره نگارش من را برای مترجمی خواست. مدتی مترجم فرانسه و انگلیسی بودم تا اینکه با رفتن رئیس بخش خطی کتابخانه ملی، من را جانشین او کردند، تا حدود 20 یا 22 سال بعد که بازنشسته شدم و از آن زمان به بعد زندگی بازنشستگی را شروع کرده ام. و از اینجا بود که انوار با جدیت بیشتری قصد شناخت تهران قدیم را کرد تا امروز که او را مترجم، محقق تهران قدیم، نسخه شناس، نسخه پژوه، فهرست نویس و ریاضیدان می نامند با صفتی که دوستانش به او داده اند ابن سینای زمان. کسی که بیش از 20 سال رئیس بخش نسخ خطی کتابخانه ملی ایران بود و در طول دوران کاری خود حدود 10 جلد فهرست نسخه های خطی به فارسی و عربی را تدوین کرد. حتی یکی از حروف لغت نامه دهخدا را تدوین کرد و ترجمه نقد خرد ناب از روی برگردان انگلیسی آن به قلم کمپ اسمیت را انجام داد. حتی از مهمترین و مشهورترین تصحیحات سید عبدالله انوار یا ابن سینای زمان می توان به دنیاگشای نادری اشاره کرد، در کنار مقالات و کتاب هایی که برای تهران، باغ ها و قنات هایش نوشته، به حدی که امروز می توان نام انوار را در کنار نام تهران آورد.

چه شد که انوار پژوهش در تهران قدیم را پیش گرفت؟

سید عبدالله انوار یا ابن سینای زمان می گوید: یکی از نویسندگان لغت نامه دهخدا بودم، زمانی قرار شد برای بیستمین سال نادر شاه، بزرگداشتی برگزار کنند، بنابراین باید دو کتاب دوره نادره و دنیاگشای نادری از میرزا مهدی خان استرآبادی که درباره تاریخ نادر نوشته شده بود را برای چاپ جدید بازبینی می کردیم. مرحوم شهیدی رئیس لغت نامه، دنیاگشای نادری را برای تصحیح به من داد. مرحوم مشخص از من خواست تا نقاط جغرافیایی که نادرشاه در چهار نقطه ایران، عراق، افغانستان و هندوستان فتح کرده را مشخص کنم، تا این نشان دادن جغرافیای این نواحی، تاثیر بیشتری در آن مراسم داشته باشد. این کار باعث شد به فکر تهران بیفتم. تهران در حال گسترش بود. به فکرم رسید که نقاط قدیمی تهران را شناسایی کنم، برای این کار روزی 30 کیلومتر هر روز در تهران راه می رفتم و محلات قدیمی را فیش برداری کرده و برایشان اسم می گذاشتم. مدتی نیز یک خانم استاد دانشگاه کوبان اسامی را برایم خارج می کرد تا من بنویسم. من نیز به مرور شروع به نوشتن مقالاتی درباره تهران و براساس اطلاعاتی که از شهر به دست می آوردم کردم، با نوشتن حدود 5 -6 مقاله، خانم کوبان به خارج از کشور رفت و ناشر نیز دیگر کار را ادامه نداد، هر چند مقالات بسیار مورد توجه قرار گرفتند، هنوز هم گاهی برخی افراد سوالاتی که از تهران دارند را از من می پرسند و من براساس نوشته ها و تحقیقاتم جواب می دهم.

کار تهران گشاد امروز از تاریخ نویسی گذشته

تلنگری که سید عبدالله انوار یا ابن سینای زمان با آن سراغ بررسی تهران قدیم رفت، کافی بود تا به قول خودش تلاش کند ته و توی تهران ناصری را در بیاورد. انوار تهران را برای پژوهش هایش انتخاب کرد، چون معتقد است: تهران خانه من است، وابسته به تهرانم و در این شهر زندگی کرده و بزرگ شدم. تهرانی که من در گذشته می شناختم، تهران جدید نبود، تهران محدودی بود که شمال آن خیابان انقلاب بود، جنوب آن خیابان مولوی، شرق خیابان ری و غرب آن خیابان سی متری بود. حالا تهران آنقدر وسیع و گشاد شده که دیگر کارش از تاریخ نویسی هم گذشته است، آن نقاط را تا جایی که توانستم شرح دادم که اگر روزی هم خواستند گذشته تهران را ببینند این مقالات نسبتا مفید است. این مقالات من از غرب لاله زار شروع و تا شرق خیابان سی متری یعنی خیابان قوام السلطنه رسید، تا خاتمه کتاب دیگر منتشر نشد.

تهران استعداد این همه بزرگ شدن را نداشت

انوار اما خیابان سعدی یعنی محل زندگی را بهترین نقطه خاطره انگیز می داند و می گوید: در خیابان سعدی که بزرگ شدم، تهران واقعی همان جا بود، آنجا بزرگ شدم. هر نقطه ای که به تهران ملحق شده، یک چیز اضافه است. تهران استعداد این همه بزرگ شدن نداشت، امروز کوه البرز، تمام شمال تهران را گرفته و تا شرق هم کشیده شده است. روزی که تهران را برای پایتختی انتخاب کردند، خوب بود، اما امروز باعث شده تا آلاینده ها نتوانند از اینجا خارج شوند، چون سال ها کریدورهای هوا را بسته اند. به حدی که به واسطه سنگین شدن گازهای آلاینده، افرادی که ناراحتی قلبی دارند مجبورند اغلب در زمستان در خانه بمانند، اما تهران نباید اینطور باشد. امروز همه باغ های تهران را از بین برده اند. تهران و شمیران دو نقطه جدا از هم بودند. شمیران منطقه ییلاقی مردم بود و تهران نقطه قشلاق آن ها. همه دهات شمیران آن روزها، امروز به یکی از محلات تهران تبدیل شده است.

پهنه تهران از نیویورک بزرگتر شده است

انوار آب را یکی از مهمترین مسائل قابل توجه در تهران امروز می داند و می گوید: سه رودخانه را به روی تهران بستند و آب زیرزمینی آن را کشیده اند، این خطر ایجاد می کند. شهرداری باید مراقب باشد که در آینده با بی آبی روبرو نشویم، اتفاقی که برای تهران ضرر دارد. درست مانند دو خانه ای که در خیابان فرهنگ در محله امیریه تهران و در کنار یک مسجد قاجاری پایین رفته است. آب زیرزمینی را کشیده اند، زمین منطقه هم تهی شده و خانه ها نشست کرده اند. برخی شاگردانم علت این اتفاق راکشیدن آب زیرزمینی منطقه می دانند که باعث زمین افت می شود، این کار را اگر با آب های زیرزمینی پاریس هم بکنند، همین اتفاق سرش می آید. تهران تحمل این همه ساخت و ساز را ندارد، شمال را کوه گرفته حتی تا مقادیری به کوه تجاوز کرده اند. اما شرق و غرب و جنوب را تا جایی که جا داشته، جلو رفته اند معتقدم پهنه تهران از نیویورک هم بزرگتر شده با جمعیت روزانه 12 یا 13میلیون نفری. برخی معماران بزرگ می گویند آپارتمان های 20 - 30 طبقه تازه ساز در تهران که بدون هیچ تدبیری ساخته می شوند آینده ای ندارند، چون زیر زمین خالی شده است. انوار اما دوران آب های مصرفی را عادتی می داند که بیشتر کشورهای دنیا دارند، به جز ایران و می گوید: همه دنیا، آب مصرفی به چرخه مصرف آب دوران برمی شود به این معنی که آب مصرف شده بار دیگر تصفیه می شود و وارد جریان چرخه زندگی مردم می شود، اما ما آب فاضلاب را به هدر می دهیم، در حالیکه می توانیم مقادیر زیادی کم آبی را به این طریق ها برطرف کنیم.

در ساخت و سازهای شهری، دست کم به جداره قدیمی رحم کنید

انوار تهران ایده آل را شهری می داند که به گذشته های دورتر برشود؛ یک شهر مانند تمام شهرهای دنیا، باید تمام وسایل زندگی برای مردم فراهم باشد. دولت باید مراقب باشد، برای تصفیه هوای تهران درخت لازم دارد. کتابی درباره باغ های تهران در دوره ناصری نوشته ام، همه خانه ها در گذشته حیاط و درخت داشتند، اما امروز جای همه آن ها را آپارتمان های 20 - 30 طبقه گرفته اند. انوار اگر قرار باشد به بافت قدیمی تهران برشود، این بار در عودلاجان زندگی کند؛ چون معتقد است این منطقه قدیمی کمتر از دیگر بافت های قدیمی تهران دست خورده و تغییرات کمی داشته است. در فرنگستان، حتی اگر بخواهند فضای داخلی یک خانه قدیمی را تعمیر کنند، فضای بیرونی آن نباید دست بخورد تا ساختمان دست کم از نظر ظاهری از بین نرود، امیدوارم شورای شهر و شهردار جدید به این فکر بیفتند.

برای قنات های تهران نمی توان کاری کرد

انوار اما معتقد است: برای قنات های تهران دیگر نمی توان کاری انجام داد، چون غالبا از بین رفته اند. پایه های تهران را در دوره صفوی گذاشتند. شاه طهماسب اول که پایتختی خود را قزوین گذاشته بود، وقتی می خواست از آن شهر به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) برود، باید از تهران گذشت. انوار از این منطقه خوشش آمد و دستور داد تا بارو و دیوار دور آن بکشند. 114 بارو برای این منطقه کشیدند. تا اینکه در 1284 قمری و در زمان ناصرالدین شاه تهران به شکل کوچکی شکل گرفته بود. تهران در آن زمان، از شمال به خیابان چراغ برق یا امیرکبیر امروزی می رسید. تا اینکه ناصرالدین شاه دستور داد خندق های اولیه تهران را پر کنند، بعد از میدان سپه به طرف شمال 1500 قدم و از سه طرف دیگر هزار قدم جلوتر بروند و خندق های جدید بزنند که 1500 قدم در سمت شمال به خیابان انقلاب امروزی می خورد.

باید برای تهران حدود مشخص کرد

انوار با یادآوری شمایلی که از خندق شاه رضا در ذهنش هنوز هست، ادامه می دهد: من خندق شاه رضا را یادم می آید، در زمان رضا شاه، خندق های سه طرف دیگر همراه با این خندق پر شدند و تهران ناگهان گسترش عظیمی پیدا کرد. امروز تهران حدی ندارد، در حالیکه باید برای تهران حدودی مشخص کنند. تهران از جنوب به قم رسیده و از غرب در حال رسیدن به قزوین است. این وضعیت به مرور برای این شهر بزرگ، مسائل زیادی ایجاد می کند. مسائل احتمالی برق را با کارخانجات می توانند برطرف کنند، اما مشکل کمبود آب را می خواهند چه کار کنند؟ بی آبی مساله ای است که چندین بار مطرح شده، باید آب فاضلاب را تصفیه و بازگشت بدهند.

تهران امروز، آباد شده بعد از حمله مغول

سید عبدالله انوار یا ابن سینای زمان به گذشته تهران قدیم برمی شود، وقتی که مردم روستا از ترس راهزنان به زیر شهر می رفتند؛ تهران در حقیقت آباد شده بعد از حمله مغول به ری است. وقتی مغول ها ری را زیر و رو کردند، تهران دهکده ای بود که نامش هم در جغرافیا نبود، یعنی در این حد شهر کوچکی بود. وقتی می خواستیم نام تهران را برای نخستین بار پیدا کنیم، آن را در اسمای اعلی پیدا کردیم؛ محمد بن تهرانی دولابی از روی آن نام، تهران را پیدا کردیم، جایی که تهران وابسته به دولاب بود. می گویند تهران شهر زیرزمینی داشته که از شر راهزنان و دزدان، مردمش به آنجا پناه می بردند. این بحث ها بعد از حمله مغولند. مکان شهر زیرزمینی گذشته، امروز در وسط تهران یعنی اطراف خیابان ری بوده است. آبادی تهران از جنوب شرقی شهر شروع شد، ساختمان هایش را برای نخستین بار در شرق تهران امروز ساختند. در خیابان ری امروزی که به مرور بالاتر آمد و گسترش پیدا کرد و نواحی دیگر را هم گرفت، تا غرب رفت که زمان ناصرالدین شاه حدود آن در نقشه حاج نجم الدوله مشخص است. شمال شهر آن زمان، خیابان انقلاب و جنوب شهر شوش و شرقش در دوره ناصرالدین شاه به خیابان ری و غرب هم به سی متری امروزی شهر می رسید. او معتقد است با پر شدن خندق های قدیمی، شهر به مرور به وسعت عجیب و غریبی رسید، یعنی در طول 30 - 40 سال اخیر و امروز تمام تاسیسات در تهران ایجاد شده و مردم برای برطرف کردن نیازهای خود باید به تهران بیایند و آن باعث شده تا این شهر به گشادگی و بزرگی امروز برسد. به گونه ای که در گذشته از تهران که بیرون می آمدیم، برای رسیدن به شمیران باید از حدود پنج ده عبور می کردیم، اما امروز شمیران یک محله از تهران است، در جنوب نیز همینطور است، یافت آباد یکی از دهات های تهران بود، اما امروز یکی از محلات تهران است. سید عبدالله انوار یا ابن سینای زمان حالا و بعد از بازنشستگی بیشتر در خانه است و وقتش را برای بررسی و خواندن کتاب و مطالعه می گذارد. برخی کلاس هایش را در خانه برگزار می کند و دانشجویانش برای برطرف کردن مسائلشان از فلسفه گرفته تا تاریخ و سوال از تهران قدیم به خانه اش می آیند. حالا سید عبدالله انوار است و خانه ای پر از کتاب که می گوید بخش زیادی از آن ها را مطالعه کرده و اگر فرصت کند، به سراغ کتاب های نخوانده اش می رود.

منبع: ایسنا

منبع: همگردی
انتشار: بروزرسانی: 29 آبان 1398 شناسه مطلب: 465

به "ابن سینای زمان ما، مردی که روزی 30 کیلومتر راه می رفت" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "ابن سینای زمان ما، مردی که روزی 30 کیلومتر راه می رفت"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید